ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
92
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) به دارشان آويختند . و اين آيه را خداوند بر پيامبر ( ص ) نازل فرمود : « پاداش آنان كه محاربه مىكنند با خدا و فرستادهء او و مىشتابند در زمين از بهر فساد اين است كه بكشند آنان را يا بر دارشان كنند يا ببرند دستها و پاهاى ايشان را بر خلاف . . . » [ 1 ] و پس از آن به چشمى ميل كشيده نشد . و شمار شتران پانزده ماده شتر پر شير بود كه به مدينه آوردند و پيامبر ( ص ) شترى را نام او حناء در ميان شتران نديد . پس از آن پرسيد و گفتند آن را كشتهاند . سريّة عمرو بن اميّه ضمرى [ 2 ] پس آن گاه سريّة عمرو بن اميّه ضمرى و سلمة بن اسلم بن حريس [ 3 ] از بهر غافلگيرى ابو سفيان بن حرب در مكه واقع شد و چنان بود كه ابو سفيان تنى چند از قريش را گفت : آيا كسى يافت نمىشود كه محمد را غافلگير كرده بكشد ؟ و او آزادانه در كوچه و بازار مىرود . مردى از باديهنشينان گفت : من از همگان قويدل ترم و شجاعتر و چابكتر ، و اگر تو مرا يارى دهى به قصد او مىروم و خنجرى دارم چون پر عقاب ، و چون او را بكشم به سرعت و با پاى پياده باز مىگردم ، و به راه آشنا و آزمودهام . ابو سفيان گفت : آرى اين كار از تو ساخته است . پس شترى به دو داد و هزينهء او را پرداخته گفت : كار خود را پوشيده بدار . پس او شبانه از مكه بيرون آمد و پنج روز راه پيمود و بامداد روز ششم در پشت سنگلاخهاى مدينه بود . به مدينه آمده از رسول خدا جويا شد . به دو گفتند كه پيامبر ( ص ) در مسجد بنى عبد الاشهل است . او مركب خود را بست و به محل پيامبر رفت . پيامبر ( ص ) چون او را ديد فرمود : در كار اين مرد خدعهيى هست . و چون او خواست تا نزديك پيامبر بيايد و وى را بكشد ، اسيد بن حضير او را بازكشيد و از ميان ازارش خنجرى بيرون افتاد . سخت هراسان شده گفت : خونم ! خونم ! اسيد گريبان او را گرفت و فرو كشيد . پيامبر ( ص ) فرمود : راست بگو ، كيستى ؟
--> [ 1 ] . آيهء 33 از سورهء مائده . و براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به عموم تفاسير فارسى و عربى ذيل آيهء مذكور ، مثلا به بحث شيخ طوسى رضوان اللّه عليه در تفسير تبيان ، ج 3 ، چاپ نجف ، ص 502 ، و آراء و نظرهاى متفاوتى كه گفته شده و مورد شرح و بررسى قرار گرفته است . - م . [ 2 ] . در مغازى واقدى اين سريه با عنوان مستقل نيامده است . ابن هشام در سيرهء ، ج 4 ، ص 282 ، اين موضوع را مربوط به بعد از واقعهء قتل خبيب بن عدىّ مىداند و با تفصيل بيشترى آورده است . - م . [ 3 ] . در مغازى واقدى در موارد ديگر به صورت سلمة بن اسلم بن حريش ضبط شده است . - م .